تبليغاتX
ما و رئیس جمهور

 

نقش مهرورزی در پیشرفت و تعالی جامعه چیست ؟   

                                                         ( کاری از سپیده شیخ بهائی)

 

محبوبترین بندگان خدا به نزد وی کسی است که با بندگان او دلسوزتر و مهربانتر باشد .

 

اگر با دوستی و محبت زندگی کنید زندگی در دنیای امن را می آموزید.

 

با نیکی کردن به دشمنانت آنان را به دوست تبدیل کن

 

 

دكتر محمود احمدي نژاد رئيس جمهور : انقلاب اسلامي خواهان رواج مهرورزي در بين همه ي انسان هاست ، ما براي برپايي جامعه نمونه اسلامي به عدالت و مهرورزي و تلاش و مجاهدت پيگير آحاد ملت نيازمند هستيم .

 

سخنان رئيس جمهور محترم جمهوري اسلامي ايران در رابطه با مهرورزي

 

 

رئيس جمهور:

 

ماموريت آموزش وپرورش تربيت انسان هاي صالح بعنوان نياز اساسي جهان امروز است .

 

آقاي احمدي نژاد :

 

جهان امروز نيازمند انسان هاي صالح و پاک،مومن و عالم و شجاع است و ماموريت بزرگ نهاد آموزش و پرورش تربيت چنين انسان هايي است .

 

مدرسه به عنوان پايگاه تربيت انسان هاي صالح مي باشد.

 

 

 

ماموريت بزرگ ملت ايران براي ساختن کشور و نجات جهان بشريت از سلطه استکبار اينست كه: همه ما به عنوان خانواده بزرگ ايرانيان بايد دست در دست هم دهيم وايران عزيز را بسازيم و الگويي موفق به جهانيان ارائه دهيم.

 

 

 

امروز دنيا به دنبال يک الگوست؛ همه ملت ها از وضعيت موجود و نظامات شرقي و غربي خسته اند و به دنبال الگويي کامل و انساني براي اداره جوامع خود هستند و در اين راستا چشم به ملت بزرگ ما دوخته اند.

 

 

 

مسئوليت نسل امروز ما بسيار مهم و سنگين است؛ پاکي و ايمان پايه يک زندگي سعادتمند است و توجه به اخلاق و خدا ودلدادن به او و خودسازي و دور نگه داشتن خود از بدي ها و زشتي ها گام اول ساختن انسان هاي صالح است.

 

مشکلات امروز بشر به واسطه وجود انسان هاي ناصالح و غير مومن و غير الهي است که مصادر امور علمي و سياسي و فرهنگي جهان را در اختيار گرفته اند؛ عالمان بي ايمان و غير صالح جز به جنگ، تجاوز، چپاول و تضييع حقوق انسان ها نمي انديشند و ما نيازمند عالمان صالح و پاک هستيم که ماموريت پرورش اين انسان ها بر عهده نهاد آموزش پرورش است.

 

رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي :  

مطمئنا جوانان اين نسل و فرزندان ملت بزرگ ايران با شناخت درست از شرايط زمان و مسئوليت ها و با ايمان و اعتقاد به خدا خود را خواهند ساخت و در خدمت برپايي جامعه نمونه اسلامي قرار خواهند گرفت.

 

اقاي احمدي نژاد :   

مهم ترين و سازنده ترين ماموريت و مسئوليت در راه تحقق آرمان بلند ملت ايران بر عهده فرهنگيان است که متولي پرورش جوانان اين مرز و بوم هستند و بدون ترديد فرهنگيان که همواره بهترين قشر از اقشار ملت و فدارکارترين نيروهاي جامعه هستند ماموريت خود را به خوبي انجام مي دهند؛ چرا که راز تعليم و تربيت صحيح را شناخته و درک کرده اند.

 

 

دکتر احمدي نژاد از مهرورزي به عنوان يکي از مولفه هاي تعليم و تربيت صحيح ياد کرد و گفت: تعليم و تربيت صحيح نياز به عشق است و بدون مهرورزي و محبت امکان حضور در مدرسه ودلسوزي وجود ندارد و مهرورزي پايه انتقال خوبي ها به قلب و روح و جان فرزندان کشور و ساخت يک جامعه پيشرفته است.

 

رئيس جمهور پايه ديگر تعليم و تربيت صحيح را عدالت خواند و گفت: فرزندان عزيز ايران بايد تعهد آگاهي و عشق به عدالت را در مدرسه بياموزند و اين کار بزرگ معلمان است که امروز ميراث دار نبي مکرم اسلام (ص) هستند. 

 

 

اقاي احمدي نژاد با تاکيد بر اينکه معلمي شغل انبيا بوده و معلمان ما در مسير آن حضرت حرکت مي کنند اظهار داشت: الگوي کامل و زيباي ما براي انجام ماموريت مهم تعليم و تربيت و پرورش انسان هاي صالح وجود مقدس پيامبر عزيز و عظيم الشان اسلام به عنوان کانون مهرورزي است.

 

رئيس جمهور تاکيد کرد: فرهنگيان و معلمان شايسته است در سالي که به ياد آن حضرت نامگذاري شده است صفات، رفتار و مشي آن حضرت را در تعليم و تربيت و پرورش نسل امروز الگوي خود قرار دهند.

 

 

 

دکتر احمدي نژاد همچنين پدران و مادران را در تعليم و تربيت نسل امروز و پروش انسان هاي صالح براي کشور سهيم دانست و گفت: خانواده و به ويژه والدين به عنوان ميراث داران پدران و مادران خود در تعليم و تربيت انسان صالح بايد در انجام ماموريت بزرگ ملت ايران براي ساختن ايران عزيز و ارائه يک الگوي موفق به جهان براي رهايي بشر از سلطه استکبار نقش آفرين باشد.

 

رئيس جمهور همچنين محور پرسش مهر خود را از دانش آموزان مهرورزي قرار داد وگفت: سال گذشته محور پرسش مهر عدالت بود و سوال امسال ما درباره محبت و مهرورزي و نقش آن در ايجاد جامعه پيشرفته انساني است.

 

رئيس جمهور از دانش آموزان و فرهنگيان خواست نقش مهرورزي در پيشرفت و تعالي جامعه ، برپايي عدالت، ايجاد وحدت و اتحاد بين امت و ايجاد جامعه پيشرفته و نمونه را تبيين کنند؟

 

 

 

نقش مهرورزی در پیشرفت جامعه

 در جهان امروز مهرورزی نه تنها به تقویت هویت فرهنگی در جامعه و پشتیبانی از آن منجر می شود بلکه موجب شناسایی هر چه بیشتر تفاوت ها و مشا بهت های مردمی می گردد و می تواند سبب شود که انسان ها به درک درستی از همکاری برای رسیدن به سعادت همکان دست یابند. برای آنکه بتوان انتظارات جامعه معاصر را بهتر برآورده کرد ، باید افق های مهر و محبت چنان گسترده شود که تمامی فرهنگ های جهان را تحت پوشش قرار دهد و مبنایی باشد که رشد و تعالی هر جامعه ای بر آن بنا شـود.

  باید بدانیم بدون بکار گیری این زبان اندیشه پرور نمی توان به ضرورت های جهانی جامعه پیشرفته پاسخ معقول داد. امروزه تعالی و پیشرفت یک فرایند جهانی است و متاثر از عوامل مختلف درون مرزی و برون مرزی می باشد. تعالی و پیشرفت متضمن برخوردار شدن از زبانی جهانی یعنی مهرورزی می باشد. زبانی که قادر باشد ارزشها و فضیلت های بومی و ملی هر جامعه ای را به زبان جهانی عرضه کند در هر جامعه ای یاد گیری « هنر گفتن » و « فضیلت شنیدن » و « یاد گیری فن اندیشه ورزی » به جای « اندیشه دوزی » و یاد گیری « دانش ورزی » به جای « دانش دوزی » ، یادگیری پرورش منش در کنار اندوزش دانش و یادگیری خویشتن داری برای خویشتن گستری در سایه مهرورزی متقابل امکان پذیر می شود. گویا به همین سبب است که سازمان های جهانی تعلیم و تربیت از جمله یونسکـو به صراحت یادآور می شود که یاد گیری در قرن بیسـت و یکم بر چهار پایه استوار می گردد که یکی از آنها یادگیری چگونه با هم زیسـتن است: که خود یکی از ضروری ترین های یاد گیری در جهان متکثر کنونی است که شامـل مدارا ، هم زیستی ، هم اندیشی و مهرورزی نسبت به یکدیگر است.

  تـنها از طریق مهر و محـبت دو جانبه ی همراه با تفاهم متقابل است که می توان به صلح واقعی در هر جامعه ای دست یافت. هیچ ارتباط نافذ موثی بدون فرهـنگ مهرورزی امکان پذیر نیسـت. اگر اولیا و متولیان فرهنگی و تربیتی جامعه فرهنگ مهرورزی در بین خود و نسـل جدید ترویج کنند و خود از این راهبرد ها به شکـل منطقی و جاذب بهره بگیرند ، افراد جامعه نیز خوی مدارا و تفاهم را در خود پرورش می دهند و در روابط بین فردی و مناسبت های اجتماعی خود از طریق مهرورزی به مصالـحه دست می یابند.

  تنها از طریق مهرورزی معطوف به صلح فراگیر است که تفاهم ، بلند نظری ، دگر پذیری و پذیرش آرای مخالف ، خویشتن داری ، سعه صدر و مدارا در میان افراد نهادینه می شود. شایسـته است که مفهوم و معنای صلح را از منظر کلام مولای متقیان، علی (ع) نیز بدانیم. امام در یکی از سفارش های خود می فرماید : « پیشنهاد هیچ صلحی را که خوشنودی خدا در آن باشد رد مکن. که آسایش رزمندگان، آرامش خود و امنیت کشورت در صلح تامین می شود. اما پس از صلح از دشمنت سخت بر حذر باش که گاهی برای غافلگیر کردن تو ، خود را به تو نزدیک می کند. پس جانب احتیاط فرو مگذار و خوش بینی را از خود بران و اگر با دشمن پیمان بستی تا او را در پوشش پناه خویش بگیری به پیمان خود وفادار بمان و ذمه ات را با امانت کامل پاس دار و جان خود را سپر عهد و پیمان خویش قرار بده که در میان واجبات خداوند بزرگ شهرت وفای به عهد بزرگترین است و ملت ها به رغم جدایی گرایش ها و پراکندگی آراء در این مورد سخت هم داستانند. خداوند عهد و ذمه خود را در فضای امنی قرار داده ، با مهر خویش پرتوش را میان بندگان گسـترده است و حریمـش ساخته تا در آن پناه گیرند و در سایه اش بیآرامند. این همه برای آن است که انسان به والایی اخلاق و ژرفای روح دست یابد ، زیرا آنچه انسان را والا می سازد نه شدت احساسات والا ، که گستره و عمق اندیشه والا و متانـت و مهرورزی در گفتار و کردار اوسـت. »

  کارکرد صلح و مدارا در فرآیند ارتباط های اجتماعی معطوف به همین هدف والا می باشـد. به دانستن این واقعیت که مهروزی در معنای حـقـیقی اش همانا حضور آگاهانه در هستی و یگانگی و وفاق با دیگر افراد بر اساس استقلال و همبستگی است ، می توان گفت که حاصل این تفاهم و تعامل کمک به سعادت و خوشبختی معنوی انسان هاسـت. اینکه بدانیم چگونه زندگی کنیم ، چگونه با هم زندگی کنیم و چگونه با هم شاد و غمگین باشیم و چگونه به اینذده روشن امیدوار باشیم. در چنین جامعه ای است که زندگی کردن با زیباترین شکل خود نمایان می شـود و روح کسی مسرور است که هنر زیستن و شادمانه زیستن را فرا بگیرد و شوق زندگی را در وجود خویش به همراه خوشبخت کردن همنوعان خود پرورش دهد. انسان در خلاء و بدون حضور دیگران نمی تواند انسانیت و جوهره ربوبی خویش را دریابد. اگر مهرورزی نباشد ، هیچ اندیشه ای بارور نمی شود و هیچ جامعه ای به تعالی نمی رسـد .

 

 

در جهان امروز مهرورزی نه تنها به تقویت هویت فرهنگی در جامعه و پشتیبانی از آن منجر می شود بلکه موجب شناسایی هر چه بیشتر تفاوت ها و مشا بهت های مردمی می گردد و می تواند سبب شود که انسان ها به درک درستی از همکاری برای رسیدن به سعادت همکان دست یابند. برای آنکه بتوان انتظارات جامعه معاصر را بهتر برآورده کرد ، باید افق های مهر و محبت چنان گسترده شود که تمامی فرهنگ های جهان را تحت پوشش قرار دهد و مبنایی باشد که رشد و تعالی هر جامعه ای بر آن بنا شـود. باید بدانیم بدون بکار گیری این زبان اندیشه پرور نمی توان به ضرورت های جهانی جامعه پیشرفته پاسخ معقول داد. امروزه تعالی و پیشرفت یک فرایند جهانی است و متاثر از عوامل مختلف درون مرزی و برون مرزی می باشد. تعالی و پیشرفت متضمن برخوردار شدن از زبانی جهانی یعنی مهرورزی می باشد. زبانی که قادر باشد ارزشها و فضیلت های بومی و ملی هر جامعه ای را به زبان جهانی عرضه کند در هر جامعه ای یاد گیری « هنر گفتن » و « فضیلت شنیدن » و « یاد گیری فن اندیشه ورزی » به جای « اندیشه دوزی » و یاد گیری « دانش ورزی » به جای « دانش دوزی » ، یادگیری پرورش منش در کنار اندوزش دانش و یادگیری خویشتن داری برای خویشتن گستری در سایه مهرورزی متقابل امکان پذیر می شود. گویا به همین سبب است که سازمان های جهانی تعلیم و تربیت از جمله یونسکـو به صراحت یادآور می شود که یاد گیری در قرن بیسـت و یکم بر چهار پایه استوار می گردد که یکی از آنها یادگیری چگونه با هم زیسـتن است: که خود یکی از ضروری ترین های یاد گیری در جهان متکثر کنونی است که شامـل مدارا ، هم زیستی ، هم اندیشی و مهرورزی نسبت به یکدیگر است. تـنها از طریق مهر و محـبت دو جانبه ی همراه با تفاهم متقابل است که می توان به صلح واقعی در هر جامعه ای دست یافت. هیچ ارتباط نافذ موثی بدون فرهـنگ مهرورزی امکان پذیر نیسـت. اگر اولیا و متولیان فرهنگی و تربیتی جامعه فرهنگ مهرورزی در بین خود و نسـل جدید ترویج کنند و خود از این راهبرد ها به شکـل منطقی و جاذب بهره بگیرند افراد جامعه نیز خوی مدارا و تفاهم را در خود پرورش می دهند و در روابط بین فردی و مناسبت های اجتماعی خود از طریق مهرورزی به مصالـحه دست می یابند. تنها از طریق مهرورزی معطوف به صلح فراگیر است که تفاهم ، بلند نظری ، دگر پذیری و پذیرش آرای مخالف ، خویشتن داری ، سعه صدر و مدارا در میان افراد نهادینه می شود. شایسـته است که مفهوم و معنای صلح را از نظر کلام مولای متقیان، علی (ع) نیز بدانیم. امام در یکی از سفارش های خود می فرماید : « پیشنهاد هیچ صلحی را که خوشنودی خدا در آن باشد رد مکن. که آسایش رزمندگان، آرامش خود و امنیت کشورت در صلح تامین می شود. اما پس از صلح از دشمنت سخت بر حذر باش که گاهی برای غافلگیر کردن تو ، خود را به تو نزدیک می کند. پس جانب احتیاط فرو مگذار و خوش بینی را از خود بران و اگر با دشمن پیمان بستی تا او را در پوشش پناه خویش بگیری به پیمان خود وفادار بمان و ذمه ات را با امانت کامل پاس دار و جان خود را سپر عهد و پیمان خویش قرار بده که در میان واجبات خداوند بزرگ شهرت وفای به عهد بزرگترین است و ملت ها به رغم جدایی گرایش ها و پراکندگی آراء در این مورد سخت هم داستانند. خداوند عهد و ذمه خود را در فضای امنی قرار داده ، با مهر خویش پرتوش را میان بندگان گسـترده است و حریمـش ساخته تا در آن پناه گیرند و در سایه اش بیآرامند. این همه برای آن است که انسان به والایی اخلاق و ژرفای روح دست یابد ، زیرا آنچه انسان را والا می سازد نه شدت احساسات والا ، که گستره و عمق اندیشه والا و متانـت و مهرورزی در گفتار و کردار اوسـت. » کارکرد صلح و مدارا در فرآیند ارتباط های اجتماعی معطوف به همین هدف والا می باشـد. به دانستن این واقعیت که مهروزی در معنای حـقـیقی اش همانا حضور آگاهانه در هستی و یگانگی و وفاق با دیگر افراد بر اساس استقلال و همبستگی است ، می توان گفت که حاصل این تفاهم و تعامل کمک به سعادت و خوشبختی معنوی انسان هاسـت. اینکه بدانیم چگونه زندگی کنیم ، چگونه با هم زندگی کنیم و چگونه با هم شاد و غمگین باشیم و چگونه به اینذده روشن امیدوار باشیم. در چنین جامعه ای است که زندگی کردن با زیباترین شکل خود نمایان می شـود و روح کسی مسرور است که هنر زیستن و شادمانه زیستن را فرا بگیرد و شوق زندگی را در وجود خویش به همراه خوشبخت کردن همنوعان خود پرورش دهد. انسان در خلاء و بدون حضور دیگران نمی تواند انسانیت و جوهره ربوبی خویش را دریابد. اگر مهرورزی نباشد ، هیچ اندیشه ای بارور نمی شود و هیچ جامعه ای به تعالی نمی رسـد .

مهرورزی پایه فعالیتهای اجتماعی »...

ما يك خانواده بزرگيم. يك ملتيم. ما با بعضى از اين مدعيان فرق مى كنيم كه از اين طرف و آن طرف دنيا يك عده دور هم جمع شده اند، بوميها را يا كشته اند يا اسير كرده اند يا مغلوب كرده اند و چيزى درست كرده اند و اسمش را كشور گذاشته اند. ما فرق مى كنيم. ما يك ملتيم؛ يعنى همه وجودمان در هم تنيده است. دين، آيين، رسوم، شادى، غم و اهدافمان، همه اش به هم گره خورده است. ما يك تن واحديم و يك ملتيم و طبيعى است كه بايد همديگر را دوست داشته باشيم. اصلاً اين عشق به يكديگر پايه هر نوع فعاليت اجتماعى است. اگر ما به بقيه علاقه نداشته باشيم و عشقى وجود نداشته باشد، براى چه بايد الان بياييد اينجا بنشينند. براى چه؟ به قول آقاى شكريه چرا بايد افتخارى بياييم وقت، جان و مالمان را بگذاريم؟ براى اينكه همديگر را دوست داريم. بايد دوست داشته باشيم. فضاى جامعه ما بايد به گونه اى باشد كه همه همديگر را دوست داشته باشيم. اگر همه همديگر را دوست داشته باشيم، ديگر بسيارى از بدبينيها، اجحافها و ظلمها از بين مى رود. آدم به كسى كه دوست دارد ديگر نمى كند. اينكه مى بينيد بعضيها تلاش مى كنند زمين را به آسمان بدوزند، بالاخره با كلكى چيزى را به جيب خودشان بياورند، اگر يك لحظه فكر كنند اين چيزى را كه مى آورند، مال بقيه است، بقيه را هم او دوست دارد، با پارتى بازى و كلك در يك جايى مى خواهد يك چيزى را ببرد، و به سمت خودش ببرد، حتماً اين كار را نمى كند. پايه اش اين است كه ما همه همديگر را دوست داشته باشيم. اين دستور خدا و پيامبر خداست. اين تعليمات اهل بيت (ع) است. تا جايى كه شما مى بينيد، آن قدر دوست دارند كه دشمنانشان را هم دعا مى كنند. خيلى عجيب است. پيامبر چقدر انسانها را دوست دارد؛ رحمة للعالمين. عزيزترين كس او كه عمويش حضرت حمزه است، در جنگ احد جگرش را مثله كردند، بعد همان كسى كه اين كار را كرده، شهادتين را مى گويد، مى گويد بسيار خوب، برو جايى كه من تو را نبينم؛ در صورتى كه بين آدمهاى معمولى كمترين مجازات او اين بود كه شبيه آن كار را به سرش بياورد. بسيار خوب اين قدر رئوف است كه مى نشيند براى امتش، حتى آنهايى كه بعداً مى آيند، استغفار و طلب آمرزش مى كند. از خدا پيروزى، سهولت و آرامش مى طلبد. ما پيرو آن نبى هستيم. بايد همديگر را دوست داشته باشيم. اين را دائماً به خودمان تلقين كنيم، ابراز كنيم و عمل كنيم...«

 

 

 

+ نوشته شده توسط سپیده در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 1:40 |

نقش مهرورزی در پیشرفت و تعالی جامعه چیست ؟   

                                                         ( کاری از سپیده شیخ بهائی)

 

خداوند از رهگذر محبت بى منتهايش به محبوب خود حضرت ختمى مرتبت، همه هستى را خلق فرمود. اگر محبت و مهرورزى، مودت و برادرى و احترام به حقوق يكديگر در جامعه پايدار شود، اختلافات، كينه ورزيها، بخلها، حسادتها، حق كشيها و بى انصافيها به طور كلى رخت برخواهد بست و خيرخواهى، ايثار و فداكارى جانشين آن خواهدشد.

 

عشق، علاقه و محبت بين مؤمنين شكل نمى گيرد. يك مؤمن بايد مؤمن ديگر را دوست داشته باشد، به او عشق بورزد و اين عشق ورزى پايه ايثار، فداكارى، انسجام و همبستگى ملى و اجتماعى و روحيه خدمتگزارى مى شود. اين از متن فرهنگ ماست. ائمه طاهرين - عليهم السلام - فرصتها را براى خدمت كردن شكار مى كردند. مخصوصاً مسيرشان را تغيير مى دادند و گروهشان را عوض مى كردند. خودشان فرصت ايجاد مى كردند كه خدمت كنند. اگر اين روحيه در جامعه اسلامى گسترش پيدا كند، شما ببينيد كه آثارى از فقر، تبعيض، تحميلها و تجاوزهاى به حقوق عمومى مى ماند؟ كسى به خودش اجازه مى دهد كه از چند ده ميليارد منابع بانكى با روابط ناصحيح استفاده بكند، در كنارش زندگى انسانهايى براى پنجاه هزار تومان متلاشى بشود و ببيند و اين كار را انجام بدهد؟ اينها خيلى كم خواهد شد...»
[
سخنرانى در ديدار با اعضاى سازمان بسيج استادان
               «اينترنت »

«دوستي را كه به عمري فراچنگ آرند نشايد كه به يكدم بيازارند .»  ص: 242  ،تاليف :دكتر سيد حميد رضا علوي ، نام كتاب :  فرهنگ موضوعي مفاعيم تربيتي و اخلاقي گلستان سعدي،

 

***

 

 

 محبت

 

از آن زمان كه دلم گشت آشناي محبت                 هر آنچه بودمرا ريختم بپاي محبت

 

بند دل به سرائي كه اعتبار ندارد                       چنانچه آگهي از رتبت سراي محبت

 

طبيبت عشق ندارد دهد به عالي وداني                 كه عشق را نبود چاره جز دواي محبت

 

خلل پذير بود كاخ كيقباد و كيومرث                    بپاي بود ه و باشد همي نباي محبت

 

كسي نصيب برد در جهان زخير و سعادت           كه بر سرش فتد از مرحمت لواي محبت

 

دلي كه دوش شكستي به سنگ قهر و جدايي            علاج ميشود اما به مومياي  محبت

 

فسانه گشت به دوران حديث مرغ سعادت            به كشوري كه بگسترده پر ، هماي محبت

 

بگير سايه مهر و محبتت زمقدر

 

كه روشن است مرا ارزش  و بهاي محبت

 

ص : 3  ،  ناشر : محمد پور زنگي آبادي ،    نام كتاب :آشناي محبت

 

 

***

 

«دوست آن باشد كه گيرد دست دوست در پريشان حالي و در ماندگي »

« محبت از درخت آموز كه سايه از سر هيزم شكن هم بر نمي دارد»

 

 

*** 

 

 

 

محبت و دوست داشتن يكي از صفات بارز و آشكار انسان هاست كسي كه آموخته به ديگران عشق بورزد و همنوعان خود را دوست داشته باشد انسانيست  خود را به كمال رسانده و پاداش خود را خواهد گرفت . همانگونه كه اگر انساني بدي كند نتيجه عمل خود را خواهد ديد ما هم اگر مي خواهيم در زندگي خود موفق باشيم بايد ياد بگيريم كه ديگران را دوست داشته باشيم . زيرا انسان ها سزاوار محبت هستند .

 

معلمي ، هنر مهرورزي است .

 

 

 

پيامبر اكرم «ص» بزرگ ترين معلم انسان هاست .

 

 

 

 

ماه من

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آيد                                    گفتم كه ماه من شو گفتا اگر بر آيد

 

گفتم زمهر ورزان رسم وفا بياموز                                   گفتا زخوب رويان اين كا ركمتر آيد

 

گفتم كه بر خيالت راه نظر ببندم                            گفتا كه بشروست او از راه ديگر آيد

 

گفتم كه بوي زلفت گمراه عالمم كرد                       گفتا اگر بداني هم اوت رهبر آيد

 

گفتم خوشا هوايي كز باد صبح خيزد                      گفتا خنك نسيمي كز كوي دلبر آيد

 

گفتم كه نوش لعلت مار ابارز و كشت                     گفتا تو بندگي كن كو بنده پرور آيد

 

گفتم دل رحيمت كي عزم صلح دارد                      گفتا مگوي با كس تا وقت آن بر آيد

 

گفتم زمان عشرت ديدي كه چون سر آمد                 گفتا خموش حافظ كاين غصه هم سر آيد

 

ص :------ ،   ناشر :انتشارات فخر رازي  ،  نام كتاب :ديوان حافظ

 

 

 

 

 

كمند مهر چنان پاره كن كه گر روزي                    شوي زكرده پشيمان ، به هم تواني بست

 

محتشم كاشاني

ديدم هر كه دم زوفا زد به دوستي               چون در مقام تجربه آمد ، وفا نداشت

 

اديب طوسي

وفا صدق و محبت ، مجو زمردم دهر           كه اين حديث زپيران نكته دان دارم

احمد شهنا

 

هيچ قفلي نيست در بازار امكان بي كليد             بستگي ها  را گشايش از در دلها طلب

 

صائب تبريزي

 

طاعات منكران محبت قبول نيست         صد بار اگر به چشمه زمزم وضو كند

دلشاد

 

در مدرسه تحصيل محبت نتوان كرد           كاين مسئله علمي ست كه آموختني نيست

 

حاج ميزا حبيب خراساني

گر ندارد صفا با تو ، زناصافي تست        صاف شو با همه تا صاف به ببيني همه را

 

مسيح الزمان شيرازي

 

                                                          ***

« افضل الا صحاب من اذا ذكر ت اعانك و اذا نسيت ذكرك»:بهترين دوستان كسي است  كه وقتي او را ياد كردي ترا ياري كند و وقتي او را از ياد بردي ترا بياد آرد .

 

«اكثروا من الا خوان فان ربكم حيي يستحيي ان يعذب عبده بين اخوانه يوم القيمه »:دوست بسيار گيرد زيرا خداي شما با حيا و بخشنده است و شرم دارد كه روز رستاخيز بنده خود را ميان برادرانش عذاب كند

 

«من البر ان تصل صديق ابيك »: از جمله نكوئي اين است كه بادوست پدر خويش دوستي كني

 

«اذا احببت رجلا فلا تماره و ال تجاره و لا تشاره و لا تسل عنه احدا فعسي ان توافي له عدوا فيخبرك بماليس فيه فيفرق ما بينك وبينه »: وقتي با كسي دوست شدي با او مجادله و رقابت مكن و بر او برتري مجو و از هيچكس درباره او چيزي مپرس چه ممكن است به يكي از دشمنان او برخوري و درباره وي سخن بخطا گويد و ميان شما را تفرقه اندازد .

 

« ان الود يورث و الغداوه تورث »:  دوستي موروثي است و دشمني موروثي است .

 

« من البر ان تصل صديق ابيك »: هر كه گروهي  را دوست دارد خدا وي را با انها محشور كند .

 

« خير الاصحاب صاحب اذا ذكرت الله اعانك و اذا نسيت ذكرك »: بهترين ياران كسي است كه وقتي خدا را ياد كردي ترا كمك كند وقتي يا د خدا را فراموشي كرد ي او را بياد تو آورد .

 

«ابدا الموده لمن وادك فانها  اثبت »: آنكه با تو در دوستي ميزند با وي ره دوستي گير كه اينگونه دوستي پايدار تر است .

 

« الا قتصاد في النفقه نصف المعيشه و التودد الي الناس نصف العقل حسن السوال نصف العلم »: سه چيز محبت دوست را خالص ميكند : سلامش كني وقتي او راديدي در مجلس جاي اورا باز كني و اورا به بهترين نامهايش بخواني .

 

« تري المومنين في تراحمهم و توادهم و تعاطفهم  كمثل الجسد اذا الشتكي عضوا تداغي له ساير جسده بالسهر والحمي »: مومنان در مهرباني و دوست ي يك ديگر چون اعضاي يك پيكرند كه وقتي عضوي بدرد آيد اعضاي ديگر آرام نميگيرند .

 

 

نام كتاب : الحديث رهنماي انسانيت سيري ديگر در نهج الفصاحه   ، كلمات قصار حضرت رسول (ص)، ص:300،301،302،

 

                                       ***

 

«تاثير شگرف عشق و محبت»

 

پارسايي را ديدم به محبت شخصي گرفتار نه طاقت صبر و نه ياراي گفتار چندانكه ملامت ديدي و غرامت كشيدي ، ترك تصابي نگفتي و گفتي

 

كوته نكنم زدامنت دست                            ور خود بزني به تيغ تيزم

بعد از توملاز و ملجائي نيست                     هم در تو گريزم ارگزيزم

 

باري ملامتش كردم و گفتم : عقل نفيست را چه شد تا نفس خسيس غالب امد زماني به فكرت فرو رفت و گفت :

هر كجا سلطان عشق آمد نماند قوت بازوي تقوي را محل

(باب پنجم ، حكايت 3،ص 155)

 

        ***

دوستان گو نصيحتم ميكنيد كه                     مرا ديده بر ارادت اوست

جنگجويان به زور پنجه و كتف                  دشمنان را كشند و خوبان دوست

 

شرط مودت نباشد به انديشه جان دل از مهر جانان برگرفتن .

( باب پنجم ، حكايت 4،ص156)

 

 

گر دست رسد كه آستينش گيرم               ور نه بروم بر آستانش ميرم

( باب پنجم ، حكايت4،ص156)

 

 

  ***

نكند دوست زينهار از دوست                 دل نهادم بر آنچه خاطر اوست

گر به لطفم بنزد خود خواند                  ور به  قهرم براند او داند

(باب پنجم ، حكايت 9،ص 159)

 

 

     ***

صبر بر جفاي او سهل تر آيد همي كه صبر از ديدن او و حكما گويند دل بر جاهده نهادن آسانتر ست  كه چشم از مشاهده برگرفتن

(باب پنجم ، حكايت 9،ص 159)  

                                            

 

   ***

باز آي و مرا بكش كه پيشت مردن                خوشتر كه پس از تو زندگاني كردن

(باب پنجم ،حكايت 10،ص160)

 

 

***

طبع تو را تا هوس نحو كرد                  صورت صبراز دل ما محو كرد

اي دل عشاق  بدام تو صيد                    ما به تو مشغول و تو با عمر و وزيد

(باب پنجم ،حكايت 17،ص 165)

 

 

 ***

سيب گويي وداع ياران كرد                     روي ازين نيمه سرخ وزان سو زرد

 

(باب پنجم ،حكايت 17،ص 166)

 

 

***

 كاش كان روز كه در پاي تو شد خار اجل                 دست گيتي بزدي تيغ هلاكم بر سر

تا درين روز جهان بي تونديدي چشمم                      اين منم بر سر خاك تو كه خاكم بر سر

(باب پنجم ،حكايت 18، ص 167)

 

 

***

چو ملاح آمدش تا دست گيرد                          مبادا كاندران حالت  بميرد

همي گفت از ميان  موج و تشوير                  مرا بگذار و دست يار من گير 

(باب پنجم ،حكايت 21،ص 172)

                  

«نام كتاب:گلستان سعدي ،      تاليف:دكتر سيد حميد رضا علوي »

 

                                                  ***

 

 محبت

 

از آن زمان كه دلم گشت آشناي محبت                 هر آنچه بودمرا ريختم بپاي محبت

 

بند دل به سرائي كه اعتبار ندارد                       چنانچه آگهي از رتبت سراي محبت

 

طبيبت عشق ندارد دهد به عالي وداني                 كه عشق را نبود چاره جز دواي محبت

 

خلل پذير بود كاخ كيقباد و كيومرث                    بپاي بود ه و باشد همي نباي محبت

 

كسي نصيب برد در جهان زخير و سعادت           كه بر سرش فتد از مرحمت لواي محبت

 

دلي كه دوش شكستي به سنگ قهر و جدايي            علاج ميشود اما به مومياي  محبت

 

فسانه گشت به دوران حديث مرغ سعادت            به كشوري كه بگسترده پر ، هماي محبت

 

بگير سايه مهر و محبتت زمقدر

 

كه روشن است مرا ارزش  و بهاي محبت

 

ص : 3  ،  ناشر : محمد پور زنگي آبادي ،    نام كتاب :آشناي محبت

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آهنگ عشق و دوستي

 

مطرب عشق عجب ساز و نوائي دارد            نقش هر نغمه كه زد راه بجائي دارد

 

عالم از ناله عشاق مباد اخالي               كه خوش آهنگ و فرح بخش هوائي دارد

 

پير درد ي كش ماگر چه ندارد زر و زور    خوش عطا بخش و خطا پوش خدائي دارد

 

محترم دار دلم كاين مگس قند پرست                   تا هوا خواه تو شد فرهمائي دارد

 

از عدالت نبود دورگرش پرسد حال                    پادشاهي كه به همسايه گدائي دارد

 

اشك خونين بنمودم بطببيبان گفتند                    درد عشقت و جگر سوز دوائي دارد

 

ستم از غمزه مياموز كه در مذهب عشق       هر عمل اجري و هر كرده جزائي دارد

 

نغز گفت آن بت ترسا  بچه باده پرست           شادي روي كسي خور كه صفائي دارد

 

خسرواحافظ درگاه نشين فاتحه خواند                       و ززبان توتمناي دعائي دارد

 

ص:-------- ،     ناشر :انتشارات فخر رازي  ،  نام كتاب : ديوان حافظ 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  

 

از محبت جذبه ها گردد بلند                        ارج مي گيرد ازو نا ارجمند

 

بي محبت زندگي ماتم همه                    كارو بارش زشت و نامحكم همه

 

عشق صيقل مي زند فرهنگ را                      جوهر آئينه بخشد سنگ را

 

اهل دل را سينه ي سينا دهد                            با هنر مندان يد بيضا دهد

 

پيش اوهر ممكن و موجود مات                  جمله عالم تلخ و او شاخ نبات

 

گرمي افكار ما از نار اوست                        آفريدن جان دميدن كار اوست

 

عشق مور و مرغ و آدم را بس است        عشق تنها هر دو عالم را بس است

 

دلبري بي قاهري جادو گري است                  دلبري باقاهر ي پيغمبري است

 

هر دو را در كارها آميخت عشق

 

عالمي در عالمي  انگيخت عشق

 

ص : 187 ، ناشر :  كتابخانه سناوي             ، نام كتاب : كليات اشعار فارسي مولانا اقبال لاهوري

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

درد محبت درمان ندارد

 

درد محبت درمان ندارد                                                                 راه مودت پايان ندارد

از جان شيرين ممكن بود صبر                                                        اما از جانان امكان ندارد

آنرا كه در جان عشقي نباشد                                                          دل بركن از وي كوجان ندارد

ذوق فقيران خاقان نيابد                                                                عيش گدايان سلطان ندارد

ايدل زدلبر پنهان چه داري                                                            دردي كه جز او درمان ندارد

بايد كه هر كو بيمار باشد                                                              درد از طبيبان پنهان ندارد

در دين خواجو مومن نباشد                                                           هر كو بكفر ش ايمان ندارد

 

ص :123  ،   نام كتاب :  ديوان غزليات خواجوي كرماني ،    انتشارات : خدمات فرهنگي كرمان

 

محبت

 

محبت در گره بستن مقامات                            محبت درگذشتن از نهايات

محبت ذوق انجامي ندارد                             طلوك صبح او شامي ندارد

براهش چون خرد پيچوخمي هست                     جهاني در فروغ يكدمي هست

هزاران عالم افتد در ره ما                              بپايان كي رسد جولانگه ما

مسافر جاودان زي جاودان مير                        جهاني را كه پيش آيد فرا گير

به بحرش گم شدن انجام ما نيست                        اگر او را تو درگيري فنا نيست

خودي اندر خودي گنجد محال است

خودي را عين خود بودن كمال است

 

نام كتاب :كليات اشعار فارسي مولانا اقبال لاهوري،   انتشارات :كتابخانه سنايي ، ص:168

 

 

محبت

 

                      از محبت جنبه ها گردد بلند               ارج مي گيرد ازو نا ارجمند

بي محبت  زندگي ماتم همه               كارو بارش زشت و نا محكم همه

                      عشق صيقل مي زند فرهنگ را                جوهر آئينه بخشد سنگ را

                       اهل دل را سينه ي سينا دهد                  با هنرمندان يد بيضا دهد

                        پيش اوهر ممكن و موجود مات             جمله عالم تلخ و او شاخ نبات

                       گرمي افكار ما از نار اوست                     آفريدن جان دميدن كار اوست

                        عشق مور و مرغ و آدم را بس است            عشق تنها هر  دئ عالم را بس است

                       دلبري بي قاهري جادوگري است                   دلبري با قاهري پيغمبري است

هر دور ا در كار ها آميخت عشق

عالمي در عالمي  انگيخت عشق

 

نام كتاب :كليات اشعار فارسي مولانا اقبال لاهوري،   انتشارات :كتابخانه سنايي ، ص:187

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط سپیده در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 0:47 |
دكتر محمود احمدي نژاد رئيس جمهور محبوب ما
+ نوشته شده توسط سپیده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 و ساعت 23:54 |
با آرزوی سالی  همراه با  سلامتی و موفقیت برای هموطنان گرامی

    اتحاد ملی  انسجام اسلامی

                       دیدار با مقام رئیس جمهور در سال جدید

+ نوشته شده توسط سپیده در شنبه چهارم فروردین 1386 و ساعت 23:8 |

کرمان

میزبان آخرین سفر

                  رئیس جمهور

+ نوشته شده توسط سپیده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 و ساعت 23:6 |
قدوم مبارک رئیس جمهور اسلامی ایران                   

                                                      دکترمحمود احمدی نژاد

                   را به استان کرمان خیرمقدم می گوئیم

مردم کرمان منتظر دیدار با رئیس جمهور محبوبشان هستند.

+ نوشته شده توسط سپیده در جمعه بیستم بهمن 1385 و ساعت 23:12 |

 «ای منادی عدل علی به شهر ما کی خواهی آمد»

تا کی به انتظار شمای عزیز نشسته تا به شهر ما بیائید ؟

ما کرمانی ها ( دانش آموزان و فرهنگیان ) آرزومند دیدار شما و هیئت همراه در جمع مردم استان هستیم و پیشاپیش حضور ریاست جمهور جناب آقای دکتر احمد ی نژاد  و هیئت همراه در جمع مردم خونگرم و مهمان نواز کرمان صمیمانه خیر مقدم عرض می کنیم و امید واریم با الطاف خداوند و پشتکار شما دولتمردان و مسئولین شاهد اجرا و شکوفایی طرح های توسعه استان باشیم .

به امید دیدار شما  در شهرمان کرمان

+ نوشته شده توسط سپیده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 و ساعت 20:36 |
پرسش مهر ایستگاه اندیشه و تفکرا ست.نوعی توفیق اجباری اندیشه کردن.اندیشه در برابر خود برای خود و درخود .
 
 دکتر محمود احمدی‌نژاد صبح روز شنبه اول مهرماه 1385 با حضور در مدرسه پسرانه شاهد کوثر و پس از نواخته شدن زنگ این مدرسه و آغاز سال تحصیلی جدید، با تبریک فرا رسیدن هفته‌ی دفاع مقدس و ماه مبارک رمضان، این تقارن را زیبا و پرمعنا دانست.

وی در تشریح   پرسش مهر اظهار داشت: سوال من این است که در حال حاضر نقش مهرورزی در پیشرفت و تعالی جامعه چیست؟ نقش مهرورزی در برپایی عدالت، ایجاد وحدت، اعتماد و ایجاد یک جامعه‌ی پیشرفته و نمونه چیست؟ ما باید چه کنیم که انسان‌ها یکدیگر را دوست داشته باشند. موانع محبت چیست؟ چه کسانی نمی‌خواهند که انسان‌ها دوست، یاور و عاشق یکدیگر باشند؟

رییس‌جمهور خطاب به دانش‌آموزان گفت: عزیزان من! امروز جهان نیازمند انسان‌های صالح است. ما برای این‌که بتوانیم به سعادت دنیا و آخرت دست پیدا کنیم باید زمینه را برای پرورش انسان‌های صالح فراهم کنیم.

همکلاسی ها ی عزیز

حماسه حضور شورانگیزتان در فراخوان ملی پرسش مهر 6 برگ زرین دیگری بر افتخارات این مرز و بوم افزود و گوشه ای از توانمندی و استعدادتان  را به نمایش گذاشت این حرکت فرهنگی آگاهانه و مسئولانه را ستوده و بر استمرار آن به مصداق سنت صالحه در جهت توسعه علمی و فرهنگی مهین همیشه سرافرازمان ایران فراخوان مهر 7 را تحت عنوان پرسشهای رئیس جمهور محترم جناب آقای دکتر احمدی نژاد برای سال تحصیلی 86-85 پاس می داریم . در اینجا  از کلیه علاقه مندان علی الخصوص دانش آموزان دوره های راهنمایی و متوسطه  براساس سرفصلهاو عناوین مربوطه در خواست می  کنیم  حداکثر تا پایان فروردین ۸۶ آثار خود را به دفاتر مدارس تحویل دهند و در این مسابقه ملی و همگانی شرکت نمایند و از برکات تلاشها و ایثار خود بهره مند گردند

ریاست محترم جمهوراسلامی ایران جناب آقای دکتر احمدی نژاد 

ما دانش آموزان براساس گفته های شما  امروز  مسوولیت ما بسیار مهم و حساس است. و باید  با پاکی، ایمان، توجه به اخلاق، توجه به خداوند، خودسازی و دور نگه داشتن خود از بدی‌ها و زشتی‌ها گام اول را در راستای تربیت انسان‌های صالح برداریم.

+ نوشته شده توسط سپیده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 و ساعت 19:9 |
بسمه تعالی

توجه به امر تعلیم و تربیت از مسائل بسیار مهمی است که همواره مورد تاکید مسوولان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بوده و هست . ان ها برای نوسازی نظام آموزش و پرورش ، مطابقت دادن آن با معیارهای اصیل دینی ، مقتضیات زمان ، پرورش عواطف انسانی ، دینی ، ملی ، اخلاق ، مهرورزی ، عدالت محوری و ... در دانش آموزان و آحاد مردم جامعه ، کارگزاران و تصمیم گیران ، تغییر محتوای منابع آموزشی بر اساس نیازهای روز و پرورش انسان هایی خود ساخته ، آگاه و متعهد و دین باور ، تلاش های زیادی داشته اند .حضور عالی ترین مرجع و مسوول اجرایی و تصمیم گیری کشور در مراسم آغاز سال تحصیلی جدید  نشان از اهتمام و توجه دولت جدید نسبت به مسائل اساسی آموزش و پرورش دارد و بدون تردید حضور گرم و پر مهر و محبت ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران ، جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد در این مراسم  و سخنرانی در جمع دانش آموزان و معلمان و طرح موضوع (محبت و مهر ورزی )در قالب پرسش مهر ۷ تاثیر فراوانی در امر تعلیم و تربیت و سطوح مختلف جامعه داشته است و زمینه را برای حضور میلیون ها نفر دانش آموز و معلم در مسابقات فراخوان پرسش ۷ فراهم نموده است .

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط سپیده در جمعه سیزدهم بهمن 1385 و ساعت 11:14 |