نقش مهرورزی در پیشرفت و تعالی جامعه چیست ؟
( کاری از سپیده شیخ بهائی)
محبوبترین بندگان خدا به نزد وی کسی است که با بندگان او دلسوزتر و مهربانتر باشد .
با نیکی کردن به دشمنانت آنان را به دوست تبدیل کن
دكتر محمود احمدي نژاد رئيس جمهور : انقلاب اسلامي خواهان رواج مهرورزي در بين همه ي انسان هاست ، ما براي برپايي جامعه نمونه اسلامي به عدالت و مهرورزي و تلاش و مجاهدت پيگير آحاد ملت نيازمند هستيم .
سخنان رئيس جمهور محترم جمهوري اسلامي ايران در رابطه با مهرورزي
رئيس جمهور:
ماموريت آموزش وپرورش تربيت انسان هاي صالح بعنوان نياز اساسي جهان امروز است .
آقاي احمدي نژاد :
جهان امروز نيازمند انسان هاي صالح و پاک،مومن و عالم و شجاع است و ماموريت بزرگ نهاد آموزش و پرورش تربيت چنين انسان هايي است .
مدرسه به عنوان پايگاه تربيت انسان هاي صالح مي باشد.
ماموريت بزرگ ملت ايران براي ساختن کشور و نجات جهان بشريت از سلطه استکبار اينست كه: همه ما به عنوان خانواده بزرگ ايرانيان بايد دست در دست هم دهيم وايران عزيز را بسازيم و الگويي موفق به جهانيان ارائه دهيم.
امروز دنيا به دنبال يک الگوست؛ همه ملت ها از وضعيت موجود و نظامات شرقي و غربي خسته اند و به دنبال الگويي کامل و انساني براي اداره جوامع خود هستند و در اين راستا چشم به ملت بزرگ ما دوخته اند.
مسئوليت نسل امروز ما بسيار مهم و سنگين است؛ پاکي و ايمان پايه يک زندگي سعادتمند است و توجه به اخلاق و خدا ودلدادن به او و خودسازي و دور نگه داشتن خود از بدي ها و زشتي ها گام اول ساختن انسان هاي صالح است.
مشکلات امروز بشر به واسطه وجود انسان هاي ناصالح و غير مومن و غير الهي است که مصادر امور علمي و سياسي و فرهنگي جهان را در اختيار گرفته اند؛ عالمان بي ايمان و غير صالح جز به جنگ، تجاوز، چپاول و تضييع حقوق انسان ها نمي انديشند و ما نيازمند عالمان صالح و پاک هستيم که ماموريت پرورش اين انسان ها بر عهده نهاد آموزش پرورش است.
رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي :
مطمئنا جوانان اين نسل و فرزندان ملت بزرگ ايران با شناخت درست از شرايط زمان و مسئوليت ها و با ايمان و اعتقاد به خدا خود را خواهند ساخت و در خدمت برپايي جامعه نمونه اسلامي قرار خواهند گرفت.
اقاي احمدي نژاد :
مهم ترين و سازنده ترين ماموريت و مسئوليت در راه تحقق آرمان بلند ملت ايران بر عهده فرهنگيان است که متولي پرورش جوانان اين مرز و بوم هستند و بدون ترديد فرهنگيان که همواره بهترين قشر از اقشار ملت و فدارکارترين نيروهاي جامعه هستند ماموريت خود را به خوبي انجام مي دهند؛ چرا که راز تعليم و تربيت صحيح را شناخته و درک کرده اند.
دکتر احمدي نژاد از مهرورزي به عنوان يکي از مولفه هاي تعليم و تربيت صحيح ياد کرد و گفت: تعليم و تربيت صحيح نياز به عشق است و بدون مهرورزي و محبت امکان حضور در مدرسه ودلسوزي وجود ندارد و مهرورزي پايه انتقال خوبي ها به قلب و روح و جان فرزندان کشور و ساخت يک جامعه پيشرفته است.
رئيس جمهور پايه ديگر تعليم و تربيت صحيح را عدالت خواند و گفت: فرزندان عزيز ايران بايد تعهد آگاهي و عشق به عدالت را در مدرسه بياموزند و اين کار بزرگ معلمان است که امروز ميراث دار نبي مکرم اسلام (ص) هستند.
اقاي احمدي نژاد با تاکيد بر اينکه معلمي شغل انبيا بوده و معلمان ما در مسير آن حضرت حرکت مي کنند اظهار داشت: الگوي کامل و زيباي ما براي انجام ماموريت مهم تعليم و تربيت و پرورش انسان هاي صالح وجود مقدس پيامبر عزيز و عظيم الشان اسلام به عنوان کانون مهرورزي است.
رئيس جمهور تاکيد کرد: فرهنگيان و معلمان شايسته است در سالي که به ياد آن حضرت نامگذاري شده است صفات، رفتار و مشي آن حضرت را در تعليم و تربيت و پرورش نسل امروز الگوي خود قرار دهند.
دکتر احمدي نژاد همچنين پدران و مادران را در تعليم و تربيت نسل امروز و پروش انسان هاي صالح براي کشور سهيم دانست و گفت: خانواده و به ويژه والدين به عنوان ميراث داران پدران و مادران خود در تعليم و تربيت انسان صالح بايد در انجام ماموريت بزرگ ملت ايران براي ساختن ايران عزيز و ارائه يک الگوي موفق به جهان براي رهايي بشر از سلطه استکبار نقش آفرين باشد.
رئيس جمهور همچنين محور پرسش مهر خود را از دانش آموزان مهرورزي قرار داد وگفت: سال گذشته محور پرسش مهر عدالت بود و سوال امسال ما درباره محبت و مهرورزي و نقش آن در ايجاد جامعه پيشرفته انساني است.
رئيس جمهور از دانش آموزان و فرهنگيان خواست نقش مهرورزي در پيشرفت و تعالي جامعه ، برپايي عدالت، ايجاد وحدت و اتحاد بين امت و ايجاد جامعه پيشرفته و نمونه را تبيين کنند؟
در جهان امروز مهرورزی نه تنها به تقویت هویت فرهنگی در جامعه و پشتیبانی از آن منجر می شود بلکه موجب شناسایی هر چه بیشتر تفاوت ها و مشا بهت های مردمی می گردد و می تواند سبب شود که انسان ها به درک درستی از همکاری برای رسیدن به سعادت همکان دست یابند. برای آنکه بتوان انتظارات جامعه معاصر را بهتر برآورده کرد ، باید افق های مهر و محبت چنان گسترده شود که تمامی فرهنگ های جهان را تحت پوشش قرار دهد و مبنایی باشد که رشد و تعالی هر جامعه ای بر آن بنا شـود.
باید بدانیم بدون بکار گیری این زبان اندیشه پرور نمی توان به ضرورت های جهانی جامعه پیشرفته پاسخ معقول داد. امروزه تعالی و پیشرفت یک فرایند جهانی است و متاثر از عوامل مختلف درون مرزی و برون مرزی می باشد. تعالی و پیشرفت متضمن برخوردار شدن از زبانی جهانی یعنی مهرورزی می باشد. زبانی که قادر باشد ارزشها و فضیلت های بومی و ملی هر جامعه ای را به زبان جهانی عرضه کند در هر جامعه ای یاد گیری « هنر گفتن » و « فضیلت شنیدن » و « یاد گیری فن اندیشه ورزی » به جای « اندیشه دوزی » و یاد گیری « دانش ورزی » به جای « دانش دوزی » ، یادگیری پرورش منش در کنار اندوزش دانش و یادگیری خویشتن داری برای خویشتن گستری در سایه مهرورزی متقابل امکان پذیر می شود. گویا به همین سبب است که سازمان های جهانی تعلیم و تربیت از جمله یونسکـو به صراحت یادآور می شود که یاد گیری در قرن بیسـت و یکم بر چهار پایه استوار می گردد که یکی از آنها یادگیری چگونه با هم زیسـتن است: که خود یکی از ضروری ترین های یاد گیری در جهان متکثر کنونی است که شامـل مدارا ، هم زیستی ، هم اندیشی و مهرورزی نسبت به یکدیگر است.
تـنها از طریق مهر و محـبت دو جانبه ی همراه با تفاهم متقابل است که می توان به صلح واقعی در هر جامعه ای دست یافت. هیچ ارتباط نافذ موثی بدون فرهـنگ مهرورزی امکان پذیر نیسـت. اگر اولیا و متولیان فرهنگی و تربیتی جامعه فرهنگ مهرورزی در بین خود و نسـل جدید ترویج کنند و خود از این راهبرد ها به شکـل منطقی و جاذب بهره بگیرند ، افراد جامعه نیز خوی مدارا و تفاهم را در خود پرورش می دهند و در روابط بین فردی و مناسبت های اجتماعی خود از طریق مهرورزی به مصالـحه دست می یابند.
تنها از طریق مهرورزی معطوف به صلح فراگیر است که تفاهم ، بلند نظری ، دگر پذیری و پذیرش آرای مخالف ، خویشتن داری ، سعه صدر و مدارا در میان افراد نهادینه می شود. شایسـته است که مفهوم و معنای صلح را از منظر کلام مولای متقیان، علی (ع) نیز بدانیم. امام در یکی از سفارش های خود می فرماید : « پیشنهاد هیچ صلحی را که خوشنودی خدا در آن باشد رد مکن. که آسایش رزمندگان، آرامش خود و امنیت کشورت در صلح تامین می شود. اما پس از صلح از دشمنت سخت بر حذر باش که گاهی برای غافلگیر کردن تو ، خود را به تو نزدیک می کند. پس جانب احتیاط فرو مگذار و خوش بینی را از خود بران و اگر با دشمن پیمان بستی تا او را در پوشش پناه خویش بگیری به پیمان خود وفادار بمان و ذمه ات را با امانت کامل پاس دار و جان خود را سپر عهد و پیمان خویش قرار بده که در میان واجبات خداوند بزرگ شهرت وفای به عهد بزرگترین است و ملت ها به رغم جدایی گرایش ها و پراکندگی آراء در این مورد سخت هم داستانند. خداوند عهد و ذمه خود را در فضای امنی قرار داده ، با مهر خویش پرتوش را میان بندگان گسـترده است و حریمـش ساخته تا در آن پناه گیرند و در سایه اش بیآرامند. این همه برای آن است که انسان به والایی اخلاق و ژرفای روح دست یابد ، زیرا آنچه انسان را والا می سازد نه شدت احساسات والا ، که گستره و عمق اندیشه والا و متانـت و مهرورزی در گفتار و کردار اوسـت. »
کارکرد صلح و مدارا در فرآیند ارتباط های اجتماعی معطوف به همین هدف والا می باشـد. به دانستن این واقعیت که مهروزی در معنای حـقـیقی اش همانا حضور آگاهانه در هستی و یگانگی و وفاق با دیگر افراد بر اساس استقلال و همبستگی است ، می توان گفت که حاصل این تفاهم و تعامل کمک به سعادت و خوشبختی معنوی انسان هاسـت. اینکه بدانیم چگونه زندگی کنیم ، چگونه با هم زندگی کنیم و چگونه با هم شاد و غمگین باشیم و چگونه به اینذده روشن امیدوار باشیم. در چنین جامعه ای است که زندگی کردن با زیباترین شکل خود نمایان می شـود و روح کسی مسرور است که هنر زیستن و شادمانه زیستن را فرا بگیرد و شوق زندگی را در وجود خویش به همراه خوشبخت کردن همنوعان خود پرورش دهد. انسان در خلاء و بدون حضور دیگران نمی تواند انسانیت و جوهره ربوبی خویش را دریابد. اگر مهرورزی نباشد ، هیچ اندیشه ای بارور نمی شود و هیچ جامعه ای به تعالی نمی رسـد .
در جهان امروز مهرورزی نه تنها به تقویت هویت فرهنگی در جامعه و پشتیبانی از آن منجر می شود بلکه موجب شناسایی هر چه بیشتر تفاوت ها و مشا بهت های مردمی می گردد و می تواند سبب شود که انسان ها به درک درستی از همکاری برای رسیدن به سعادت همکان دست یابند. برای آنکه بتوان انتظارات جامعه معاصر را بهتر برآورده کرد ، باید افق های مهر و محبت چنان گسترده شود که تمامی فرهنگ های جهان را تحت پوشش قرار دهد و مبنایی باشد که رشد و تعالی هر جامعه ای بر آن بنا شـود. باید بدانیم بدون بکار گیری این زبان اندیشه پرور نمی توان به ضرورت های جهانی جامعه پیشرفته پاسخ معقول داد. امروزه تعالی و پیشرفت یک فرایند جهانی است و متاثر از عوامل مختلف درون مرزی و برون مرزی می باشد. تعالی و پیشرفت متضمن برخوردار شدن از زبانی جهانی یعنی مهرورزی می باشد. زبانی که قادر باشد ارزشها و فضیلت های بومی و ملی هر جامعه ای را به زبان جهانی عرضه کند در هر جامعه ای یاد گیری « هنر گفتن » و « فضیلت شنیدن » و « یاد گیری فن اندیشه ورزی » به جای « اندیشه دوزی » و یاد گیری « دانش ورزی » به جای « دانش دوزی » ، یادگیری پرورش منش در کنار اندوزش دانش و یادگیری خویشتن داری برای خویشتن گستری در سایه مهرورزی متقابل امکان پذیر می شود. گویا به همین سبب است که سازمان های جهانی تعلیم و تربیت از جمله یونسکـو به صراحت یادآور می شود که یاد گیری در قرن بیسـت و یکم بر چهار پایه استوار می گردد که یکی از آنها یادگیری چگونه با هم زیسـتن است: که خود یکی از ضروری ترین های یاد گیری در جهان متکثر کنونی است که شامـل مدارا ، هم زیستی ، هم اندیشی و مهرورزی نسبت به یکدیگر است. تـنها از طریق مهر و محـبت دو جانبه ی همراه با تفاهم متقابل است که می توان به صلح واقعی در هر جامعه ای دست یافت. هیچ ارتباط نافذ موثی بدون فرهـنگ مهرورزی امکان پذیر نیسـت. اگر اولیا و متولیان فرهنگی و تربیتی جامعه فرهنگ مهرورزی در بین خود و نسـل جدید ترویج کنند و خود از این راهبرد ها به شکـل منطقی و جاذب بهره بگیرند افراد جامعه نیز خوی مدارا و تفاهم را در خود پرورش می دهند و در روابط بین فردی و مناسبت های اجتماعی خود از طریق مهرورزی به مصالـحه دست می یابند. تنها از طریق مهرورزی معطوف به صلح فراگیر است که تفاهم ، بلند نظری ، دگر پذیری و پذیرش آرای مخالف ، خویشتن داری ، سعه صدر و مدارا در میان افراد نهادینه می شود. شایسـته است که مفهوم و معنای صلح را از نظر کلام مولای متقیان، علی (ع) نیز بدانیم. امام در یکی از سفارش های خود می فرماید : « پیشنهاد هیچ صلحی را که خوشنودی خدا در آن باشد رد مکن. که آسایش رزمندگان، آرامش خود و امنیت کشورت در صلح تامین می شود. اما پس از صلح از دشمنت سخت بر حذر باش که گاهی برای غافلگیر کردن تو ، خود را به تو نزدیک می کند. پس جانب احتیاط فرو مگذار و خوش بینی را از خود بران و اگر با دشمن پیمان بستی تا او را در پوشش پناه خویش بگیری به پیمان خود وفادار بمان و ذمه ات را با امانت کامل پاس دار و جان خود را سپر عهد و پیمان خویش قرار بده که در میان واجبات خداوند بزرگ شهرت وفای به عهد بزرگترین است و ملت ها به رغم جدایی گرایش ها و پراکندگی آراء در این مورد سخت هم داستانند. خداوند عهد و ذمه خود را در فضای امنی قرار داده ، با مهر خویش پرتوش را میان بندگان گسـترده است و حریمـش ساخته تا در آن پناه گیرند و در سایه اش بیآرامند. این همه برای آن است که انسان به والایی اخلاق و ژرفای روح دست یابد ، زیرا آنچه انسان را والا می سازد نه شدت احساسات والا ، که گستره و عمق اندیشه والا و متانـت و مهرورزی در گفتار و کردار اوسـت. » کارکرد صلح و مدارا در فرآیند ارتباط های اجتماعی معطوف به همین هدف والا می باشـد. به دانستن این واقعیت که مهروزی در معنای حـقـیقی اش همانا حضور آگاهانه در هستی و یگانگی و وفاق با دیگر افراد بر اساس استقلال و همبستگی است ، می توان گفت که حاصل این تفاهم و تعامل کمک به سعادت و خوشبختی معنوی انسان هاسـت. اینکه بدانیم چگونه زندگی کنیم ، چگونه با هم زندگی کنیم و چگونه با هم شاد و غمگین باشیم و چگونه به اینذده روشن امیدوار باشیم. در چنین جامعه ای است که زندگی کردن با زیباترین شکل خود نمایان می شـود و روح کسی مسرور است که هنر زیستن و شادمانه زیستن را فرا بگیرد و شوق زندگی را در وجود خویش به همراه خوشبخت کردن همنوعان خود پرورش دهد. انسان در خلاء و بدون حضور دیگران نمی تواند انسانیت و جوهره ربوبی خویش را دریابد. اگر مهرورزی نباشد ، هیچ اندیشه ای بارور نمی شود و هیچ جامعه ای به تعالی نمی رسـد .
|
ما يك خانواده بزرگيم. يك ملتيم. ما با بعضى از اين مدعيان فرق مى كنيم كه از اين طرف و آن طرف دنيا يك عده دور هم جمع شده اند، بوميها را يا كشته اند يا اسير كرده اند يا مغلوب كرده اند و چيزى درست كرده اند و اسمش را كشور گذاشته اند. ما فرق مى كنيم. ما يك ملتيم؛ يعنى همه وجودمان در هم تنيده است. دين، آيين، رسوم، شادى، غم و اهدافمان، همه اش به هم گره خورده است. ما يك تن واحديم و يك ملتيم و طبيعى است كه بايد همديگر را دوست داشته باشيم. اصلاً اين عشق به يكديگر پايه هر نوع فعاليت اجتماعى است. اگر ما به بقيه علاقه نداشته باشيم و عشقى وجود نداشته باشد، براى چه بايد الان بياييد اينجا بنشينند. براى چه؟ به قول آقاى شكريه چرا بايد افتخارى بياييم وقت، جان و مالمان را بگذاريم؟ براى اينكه همديگر را دوست داريم. بايد دوست داشته باشيم. فضاى جامعه ما بايد به گونه اى باشد كه همه همديگر را دوست داشته باشيم. اگر همه همديگر را دوست داشته باشيم، ديگر بسيارى از بدبينيها، اجحافها و ظلمها از بين مى رود. آدم به كسى كه دوست دارد ديگر نمى كند. اينكه مى بينيد بعضيها تلاش مى كنند زمين را به آسمان بدوزند، بالاخره با كلكى چيزى را به جيب خودشان بياورند، اگر يك لحظه فكر كنند اين چيزى را كه مى آورند، مال بقيه است، بقيه را هم او دوست دارد، با پارتى بازى و كلك در يك جايى مى خواهد يك چيزى را ببرد، و به سمت خودش ببرد، حتماً اين كار را نمى كند. پايه اش اين است كه ما همه همديگر را دوست داشته باشيم. اين دستور خدا و پيامبر خداست. اين تعليمات اهل بيت (ع) است. تا جايى كه شما مى بينيد، آن قدر دوست دارند كه دشمنانشان را هم دعا مى كنند. خيلى عجيب است. پيامبر چقدر انسانها را دوست دارد؛ رحمة للعالمين. عزيزترين كس او كه عمويش حضرت حمزه است، در جنگ احد جگرش را مثله كردند، بعد همان كسى كه اين كار را كرده، شهادتين را مى گويد، مى گويد بسيار خوب، برو جايى كه من تو را نبينم؛ در صورتى كه بين آدمهاى معمولى كمترين مجازات او اين بود كه شبيه آن كار را به سرش بياورد. بسيار خوب اين قدر رئوف است كه مى نشيند براى امتش، حتى آنهايى كه بعداً مى آيند، استغفار و طلب آمرزش مى كند. از خدا پيروزى، سهولت و آرامش مى طلبد. ما پيرو آن نبى هستيم. بايد همديگر را دوست داشته باشيم. اين را دائماً به خودمان تلقين كنيم، ابراز كنيم و عمل كنيم...« |

